نتایج نظرسنجی [جامعهی آماری: بازدیدکنندگان بلاگ، 41 نفر. سوال: به کدام فیلسوف یا فیلسوفها علاقه دارید؟]:
1. نیچه 15 نفر
2. هگل و دولوز، هرکدام 12 نفر
3. فوکو 9 نفر
4. کانت 7 نفر
5. هایدگر 6 نفر
6. برگسون و دریدا، هرکدام 5 نفر
نفس انجام این نظرسنجی شاید کار عمدهای بهحساب نیاید، تعداد شرکتکنندهگانش هم زیاد نباشد، اما با توجه به همین تعداد، که البته برای یک وبلاگ فلسفی قابل قبول است، تحلیل دادههای فوق میتواند نکات مهمی را آشکار کند. باید توجه داشت کسانی که در نظرسنجی شرکت کرده اند نسبت به محتوای رأی خود آگاهی داشته اند، یعنی قبل از هرچیز همین که وارد این بلاگ شده اند، صلاحیت شرکت در آن را داشته اند. علاوه بر این، فیلسوفهای مهم دیگری هم بودند، اما همین افراد هم میتوانند ما را به مسأله نزدیک کنند. ما فیلسوفهای تحلیلی، شرقی یا فیلسوفان پیشاکانتی را نیاوردیم، به همان دلیلی که فوکو در اغلب آثارش یک دورهی تاریخی و یک بخش جغرافیایی محدود را انتخاب میکرد.
چند نتیجهی سطحی: 1) دولوز مد است. 2) هگل هنوز مرجعیت خود را حفظ کرده. 3) فوکو جدی گرفته شده، البته شايد چون دولوز کتابي درباره او نوشته. 4) هایدگر از مد افتاده. 5) دریدا کمتر از حد انتظار ظاهر شده، شاید چون سخت است، یا چون اهالی ادبیات قبلاً مدش کردند و تماماش کردند، یا چون اثر مهمی از او ترجمه نشده. 6) نیچه کماکان محبوب همه است، از دست راستیهای «مهرنامه»، تا آنارشیستهای افراطی. 7) رأی برگسون، فرضیههای پیشین را اثبات کرد. 8) کانت، فیلسوف همیشه در صحنه.
اما، پرسش اساسی: «چگونه شد که این نتایج بهدست آمد؟»
1. نیچه 15 نفر
2. هگل و دولوز، هرکدام 12 نفر
3. فوکو 9 نفر
4. کانت 7 نفر
5. هایدگر 6 نفر
6. برگسون و دریدا، هرکدام 5 نفر
نفس انجام این نظرسنجی شاید کار عمدهای بهحساب نیاید، تعداد شرکتکنندهگانش هم زیاد نباشد، اما با توجه به همین تعداد، که البته برای یک وبلاگ فلسفی قابل قبول است، تحلیل دادههای فوق میتواند نکات مهمی را آشکار کند. باید توجه داشت کسانی که در نظرسنجی شرکت کرده اند نسبت به محتوای رأی خود آگاهی داشته اند، یعنی قبل از هرچیز همین که وارد این بلاگ شده اند، صلاحیت شرکت در آن را داشته اند. علاوه بر این، فیلسوفهای مهم دیگری هم بودند، اما همین افراد هم میتوانند ما را به مسأله نزدیک کنند. ما فیلسوفهای تحلیلی، شرقی یا فیلسوفان پیشاکانتی را نیاوردیم، به همان دلیلی که فوکو در اغلب آثارش یک دورهی تاریخی و یک بخش جغرافیایی محدود را انتخاب میکرد.
چند نتیجهی سطحی: 1) دولوز مد است. 2) هگل هنوز مرجعیت خود را حفظ کرده. 3) فوکو جدی گرفته شده، البته شايد چون دولوز کتابي درباره او نوشته. 4) هایدگر از مد افتاده. 5) دریدا کمتر از حد انتظار ظاهر شده، شاید چون سخت است، یا چون اهالی ادبیات قبلاً مدش کردند و تماماش کردند، یا چون اثر مهمی از او ترجمه نشده. 6) نیچه کماکان محبوب همه است، از دست راستیهای «مهرنامه»، تا آنارشیستهای افراطی. 7) رأی برگسون، فرضیههای پیشین را اثبات کرد. 8) کانت، فیلسوف همیشه در صحنه.
اما، پرسش اساسی: «چگونه شد که این نتایج بهدست آمد؟»
0 سطح:
ارسال يک نظر