مونتانوس ... بعد از دوران پدر نوبت دوران پسر است؛ و من باب دوران سوم را که دوران روحالقدس است میگشایم. او نورش طی چهل شبی که اورشلیم آسمانی در کهکشان درخشیدن گرفت به من رسید، بر فراز خانهام، در پیوزا [شهر مقدس مونتانیستها در شمال فروگیا، ترکیهی مرکزی کنونی].
ترتولیانوس بیتردید، چرا که روح هم جسم دارد، - چیزی که جسم نداشته باشد وجود ندارد.
مونتانوس برای بخشیدن لطافت بیشتر به روح، ریاضتهای بیشماری را به جان خریدم، سه بار در سال روزه میگیرم و هر شب نیز مناجات که حیناش دهان را باید بست – مبادا نفس، هنگام بیرون جستن، اندیشه را تیره کند. باید از ازدواج دوم پرهیز کرد، یا اصلاً از هرگونه ازدواجی! فرشتگان با زنان بود که به گناه آلوده شدند.
آرخونتیکها [آرکونتیکها یا آرشونتیکها؛ فرقهیی گنوسی در قرن چهارم میلادی که تا ارمنستان رواج یافت و اندیشههای مندرج در کتاب شیثیون را ترویج میکردند. آنان میپنداشتند که هابیل پس از شکست از قابیل توسط شخصی به نام شیث (پسر سوم آدم و حوا) جایگزین شد. شیث نژادی پاک و قدرتمند بهدنیا آورد. اما این نژاد هم توسط نوادگان قابیل از بین رفت. بعدها شیث خود را از طریق بازنمایی در وجود مسیح دیگر بار به مردمان عرضه کرد. همچنین آرخونتیکها معتقدند که جهان از هفت آسمان تشکیل شده و هر یک از آنها توسط رییسی اداره میشود (آرخونت در عبری به معنای کسیست که فرمان میراند)] (که پیراهنی از موی اسب بر تن دارند) منجی گفت: «من برای از میان بردن تأثیر کاری که زن انجام داده بود آمدم.»
تاتیانوسینها [مریدان تاتیانوس، از بدعتگذاران قرن دوم پس از میلاد که احتمالاً در شام متولد شد و نزد پوستینوس قدیس تعلیم دید و به مسیحیت گروید. اما پس از مرگ استادش از مسیحیت برگشت و به مسلک گنوسیانی پیوست که میپنداشتند بهطور کلی ماده شر و ناپاک است] (با لباسی از جگن) درخت بدی هم اوست! جامههای پوستی کالبد ماست! ...
قابیلیون [از فرقههای گنوسی بینام، منسوب به اوفیتیسم (اوفیس بهیونانی یعنی مار) هستند که در عقایدشان مار گاهی رمز قدرت و نیروی خیر است و گاه برعکس. آنان به قابیل و یهودا اقتدا میکردند و یهوه را منشأ پلیدی میپنداشتند] (که گیسوانشان را با افعی بسته اند، در حالی که در گوشش نعره میکشند از کنارش رد میشوند) درود بر قابیل! درود بر سدوم [شهر قوم لوط]! درود بر یهودا!
قابیل نسل قدرتمندان را بنا نهاد! سدوم کاری کرد که زمین از مجازاتش هراسناک شود؛ و از طریق یهودا بود که خداوند جهان را رهایی بخشید! آری، یهودا! بی او نه از مرگ نشانی بود و نه از آمرزش!
سیرکونسیلیون [کارگران کشاورز فصلی که در آفریقای شمالی در قرن چهارم پس از میلاد اغتشاش کردند. اینان افراد متعصبی بودند که بردگان را آزاد میکردند و دیون و بدهیها را نمیپرداختند و شهادتطلب بودند] (که لباسی از پوست گرگ بر تن دارد و تاجی از خار بر سر، و دبوسی آهنین بر دست، قابیلیون نیز ناپدید میشوند) میوه را له کنید! چشمه را گل! کودک را غرق! ثروتمندی را که خوشبخت است و بسیار میخورد غارت کنید! مستمندی را که چشم به پالان خر و غذای سگ و آشیان پرنده دارد و دلگیر است از اینکه میبیند بقیه همچون او بختبرگشته نیستند مضروب کنید! ...
گوستاو فلوبر، وسوسهی آنتونیوس قدیس، ترجمهی کتایون شهپرراد و آذین حسینزاده [توضیحات از مترجمان]، صص 105-108
0 سطح:
ارسال يک نظر